کوتاه

مرگ از پاهایش شروع شد، انگار کسی چراغ‌های یک راهرو را از دورترین اتاق یکی یکی خاموش کند و جلو بیاید. تا رسید به اتاقی که او در آن نشسته بود.

مشهد 1405