نویسنده برای مخاطب نمینویسد
نویسنده برای مخاطب نمینویسد، به مخاطب نیاز دارد؛ تا جانمایهی کلام خویش را پرتو راه او سازد و از این افروزندگی سرشار شود و نوشتنش را دوام بخشد.
نویسنده برای خود مینویسد تا از زندان خویش بگریزد. انسانها هنگامی رهیدن توانند که آنچه در خویش امکان شدنش را دارند به ظهور برسانند. او نیز با نوشتن ردپای خویش را تا خود دنبال میکند.
نویسنده برای پاکروانی خود مینویسد. آنچه از رنج و غم و خشم روانش را ناپاک گردانیده، به کاغذ منتقل میگردد. خشمگین و غمگین و رنجور که تا آن هنگام صفتِ منِ او بود، حالا نوشتهاش است. از من خود نمیتوان فاصله گرفت؛ از نوشتهی خود چرا.
نویسنده برای زیستن زندگیهای بسیار مینویسد. تا جهان را بتواند دید از چشم قاتل و عاقل و قربانی؛ و زندگی را بتواند زیست جای فاسد و زاهد و روحانی. فقط اینک او میتواند زندگی خود را بزید که زندگیهای دیگر را زیسته باشد.
مشهد ۱۴۰۵