کوتاه‌گویه
از درخت بعد برگپاییز می‌مانداز ابر بعد برفزمستانهیچ فرقی نمی‌کندکه چقدر از خانه دور شده باشییا زمین جسد بهار راپشت کدام فصل قایم کرده باشداز ما بعد تویک نیمکت۱ خالی می‌ماندکه هنوز خودت روی آن نشسته‌ایو سه نفر دیگرهر چه فصل‌های این کتاب را ورق بزنندنقش اصلی را پیدا نمی‌کنند

مشهد ۱۴۰۵

  1. ۱. برای حمید