عضوهای جدید بدنم
گرسنگی امانم را بریده بود. سه روز میشد که به هیچ غذایی لب نزده بودم.
چارهی دیگری نداشتم. چاقوی تیزی را از آشپزخانه برداشتم و به اتاقم رفتم.
نشستم روی زمین و روی پای چپم خم شدم تا تسلط بیشتری بر کار داشته باشم.
با دست چپ کمی بالاتر از قوزک پایم را محکم گرفتم و با دست راست به کمک چاقو با حرکت ارهای مچ پایم را بریدم و خوشبختانه خیلی زود به استخوان رسیدم.
چند بار تمام نیرویم را در دستم جمع کردم و تلاش کردم با ضرباتی محکم استخوان را بشکنم اما موفق نشدم. شکافی که روی پایم ایجاد شده بود بسیار باریک بود و ضربات چاقو به جای برخورد با هدف به گوشت دور آن یا اشتباها روی استخوان قوزک اصابت میکرد.
ابتدا سعی کردم با بریدن گوشت بیشتری، کمی شکاف را بزرگتر کنم تا کارم راحتتر شود، اما ناگهان فکر بهتری به سرم زد.
کشان کشان خودم را به آشپزخانه رساندم و از کشوی دوم کابینتها یک ساطور برداشتم.
دیگر طاقت آن گرسنگی را نداشتم. نفسم را حبس کردم و با چند ضربهی محکم استخوان را شکستم.
تا جدا شدن کامل مچ پایم مابقی گوشت را شلخته و کثیف بریدم.
وقتی آخرین انگشت را که طعم دلتنگی اندوهباری داشت میخوردم، تصمیم گرفتم دفعهی بعد ناشیانه عمل نکنم و ابتدا گوشت دور تا دور استخوان را ببرم و سپس با چند ضربهی ساطور آن را وعده کنم.
به محض اینکه خودم را به تخت رساندم و چشمانم را روی هم گذاشتم خوابم برد.
صبح که بیدار شدم آن را دیدم. نمیشد گفت دست است یا پا. بازوی بیاستخوان اما چاقی بود که بالای نافم بیرون زده بود. حدود پنجاه سانت ارتفاع داشت و وقتی عضلهش را شل میکردم، گوشتهایش طبقه طبقه روی هم میلنبید و کمی به یک طرف کج میشد.
آن روز نفهمیدم به چه دردی میخورد. پس از کمی سبک و سنگین کردنش بیخیال شدم و رفتم سراغ باقیماندهی پای چپم و از زانو به پایین را طبق همان دستورالعملی که در ذهن ثبت کرده بودم .عده کردم و تا شب خوردم.
روز بعد دوباره یک بازوی دیگر مثل قبلی از شکمم بیرون زده بود. دوتای دیگر نیز در روزهای بعدش ظاهر شدند.
تا آن موقع هر دو تا پایم را به طور کامل خورده بودم و کمکم فهمیدم که عضوهای جدیدم به چه دردی میخورند. میتوانستم با آنها مثل فنر از جایی به جای دیگر بپرم.
حالا، تنها مشکلی که احساس میکنم مربوط به افق دیدم است. با توجه به شیوهی حرکت کردن جدیدم گاهی در دیدن اطراف دچار مشکل میشوم.
اما راه حلش را خوب میدانم.
امروز میخواهم چشمهایم را بخورم.
مشهد 1400